Get Adobe Flash player

یادداشت ها

جامه سیاه بر تن اعداد!

امید مافی: بانوی جوان که با هزار امید هندسه ...

موج سواری صدا و سیما، فارس، کیهان و ...

یکی دو ساعت اول بعد انتشار عکس نمایندگان مجلس با ...

دل نوشته

باعرض سلام ،ادب و احترام به شما  جوانان ، ...

تقدیر و تشکرهیت کشتی از هیت امنای شهرک ...

به گزارش روابط عمومی هیت کشتی، در این پیام آمده ...

می توان حرف های تازه هم زد

  آغار هر کاری مشکل است و دشواری های خاص خود ...

اوقات شرعی

پیوندها

 

 

 

 

 

اشتراک مطالب از طریق فید

آمار سایت

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل روزها
167
1172
2490
9133
29386
42699
2010369

پیش بینی امروز
912


IP شما:3.227.249.234

 

 
پـویـش گلستان / گروه سیاسی: نیویورک؛ مقر سازمان ملل متحد؛ محلی برای شنیده شدن مواضع کشورها در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل. معمولا کشورها از این فرصت برای اعلام سیاست‌های خود و برنامه‌ها خود در سطح کلان استفاده می‌کنند. برای دولت ایران هم همینگونه بوده. البته هر رییس‌جمهوری روش خود را داشت؛ مثلا هاشمی رفسنجانی ترجیح داد که کلا به نیویورک نرود؛ حضرت آیت‌اللهخامنه‌ای یک بار رفت؛ حجت‌الاسلام خاتمی دو بار و احمدی‌نژاد و روحانی هم ترجیح دادند هر ساله در این نشست شرکت کنند.
 
سخنرانی نخست‌وزیر
در دولت اول ایران، ابوالحسن بنی‌صدررییس‌جمهوری بود و غلامعلی رجایی نخست وزیر. سال ۵۹ و پس از آغاز حمله نظامی عراق به ایران، رجایی در قامت نخست وزیر با هیاتی جمع و جور عازم نیویورک شد تا مواضع ایران را اعلام کند. تنها دو مقام همراه رجایی به نیویورک رفتند؛ بهزاد نبویوزیر مشاور در امور اجرایی و گودرز افتخار جهرمی از حقوقدانان مطرح کشور. ۴ خبرنگار و فیلمبردار هم همراه رجایی رفتند و جمعا  شدند ۷ نفر. رجایی در سخنانش در مجمع عمومی به بیان شرایط ایران پس از تجاوز نظامی عراق پرداخت: «من دیروز مستقیماً از جبهه جنگ عازم اینجا شدم. کشته‌ها و مجروحینی را که دیدن آنان دل هر انسانی، هرچند کم‌احساس را به درد می‌آورد،به‌چشم خود نظاره کردم. موشک‌های۹ متری زمین به زمین که به شهر دزفول پرتاب شده، قسمت اعظم شهر را بر سر مردم شریف و قهرمان آن دیار خراب کرده است. در دزفول متجاوز از ۳۰ کودک مجروح کمتر از شش ماه را که هم‌اکنون در بیمارستان این شهر بستری هستند، دیدم. ارتش صدام حسینبه‌بهانه‌هایواهی که بهتر است حتی گفته شود بدون بهانه، ‌به خاک ما تجاوز کرده، مراکز تولیدی و اقتصادی و به‌خصوص مناطق مسکونی ما از جمله بیمارستان‌ها و مؤسسات آموزشی را منهدم می‌نماید و مردم بی‌گناه ما را به قتل می‌رساند». او بخشی از سخنانش را هم به صدام حسین اختصاص داد: «دنیا باید بداند که ارتش فریب‌خورده صدام به هیچ چیز رحم نمی‌کند و خاطرات حمله هیتلر را دوباره در یاد‌ها زنده کرده است. صدام برای ادامه چند روز بیشتر حکومت خود با دوازده لشگر و با متجاوز از ۲۵۰۰ تانک و صد‌ها هواپیمای جنگی و جنگ‌افزارهای فراوان دیگر به مردم کشور ما که دوران بازسازی جمهوری اسلامی را شروع کرده‌اند، سبعانهحمله‌ور شده است».
اما مساله‌ای که سفر رجایی را در خاطرات ماندگار کرده اقدام او در نشان دادن کف پایش به عنوان شاهدی بر شکنجه‌های رژیم شاه بود. او در یک کنفرانس خبری در نیویورک با نشان دادن کف پایش که رد شلاق‌های ساواک بر آن حک شده بود، خطاب به خبرنگاران گفت: «من به‌مدت دو سال در زندان‌‌های رژیم شاه معدوم، زندانیکارتر و آمریکا بودم. آثار شکنجه و سختی‌هایی که در زندان بر من روا شد، بعد از چهار سال هنوز بر بدنم نمایان است. من دو سال تمام ضربات شلاق‌هایکارتر را بر پای خود احساس کردم و این در حالی است که ما با گروگان‌ها در جاسوس‌خانه، رفتاری کاملاً انسانی داریم».
 
موضع‌گیری علیه آمریکا و صدام
اما پس از حضور رجایی در سازمان ملل، تا سال ۶۶ هیچ رییس دولت یا نخست وزیری از ایران در اجلاس مجمع عمومی حاضر نشد تا اینکه آیت‌اللهخامنه‌ایرییس‌جمهوری وقت ایران در دومین دور از ریاست جمهوری عازم نیویورک شد. این سفر نخستین رییس‌جمهوری ایران به مجمع عمومی سازمان ملل بود. این سفر از آن جهت اهمیت داشت که حدود دو ماه قبلش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت برای خاتمه به جنگ ایران و عراق صادر شده بود و در این سفر مواضع رسمی ایران در قبال ۵۹۸ اعلام می‌شد. آیت‌اللهخامنه‌ای در سخنان خود با اشاره به قطعنامه ۵۹۸ از اعضای شورای امنیت ملی متحد انتقاد کرد و گفت: «بی‌طرفی کمترین چیزی است که جمهوری اسلامی - که خود قربانیتجاوزگری خونین و خسارت‌بار قرار گرفته –می‌تواند از شورای امنیت انتظار داشته باشد. زیراوظیفه‌ی آن شورا مقابله با تجاوز و حمایت از قربانی تجاوز است، و نه بی‌طرفی میان این دو؛ اما آیا شورای امنیت میتواند ادعا کند که در این رابطه حتیبی‌طرف بوده است؟ احساس ما این است که شورای امنیت تحت تأثیر خواست و اراده‌ی برخی از قدرتهای بزرگ - مخصوصاً امریکا - در موضعی چنینناشایسته و محکوم شونده قرار گرفته است».رییس‌جمهوری وقت ایران مهمترین هدف ایران را تنبیه متجاوز(عراق) دانست و گفت: «ما که بار سنگین جنگ تحمیلی هفت ساله‌ای را بر دوش داریم از هر کسی به صلح تشنه‌تریم. اما صلح را، صلح پایدار را فقط در سایه‌ی مجازات تجاوزگری که گناه تجاوز را با گناهان فراوان دیگر در جنگ همراه کرده، قابل دسترسی میدانیم و بس. امروز نیز مانند سال ۱۹۷۵ عراق در موضع ضعف است، و این را همه‌ی دنیا میداند. صلحی که امروز از سوی آن رژیم قبول شود چند سال بعد، آنگاه که وی به خود گمان قدرت ببرد در یک لحظه دود خواهد شد، و منطقه را دوباره آتش جنگ فرا خواهد گرفت. تنها تضمین برای آینده آن است که متجاوز مجازات شود».رییس‌جمهوری وقت همچنین به اقدام صدام در پاره کردن قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر اشاره کرد و گفت: «صلح با چنین فردی،بی‌پایه است. این اقدام (پاره کردن قرارداد 1975) برای ملت ما درسی تلخ و آموزنده بود؛ از آن لحظه ملت بیدار ما تصمیم خود را گرفت و هدف خود را مشخص کرد، این هدف تنها بازپس گرفتن زمین‌های اشغالییا گرفتن غرامت جنگی نبود ـ هر چند که هر دو اینها حق مسلم ملت ایران بود و هرچند که برخیخسارت‌ها قابل جبران نبود ـ بلکه هدف مهم‌تر، تنبیه متجاوز و برچیدن بساط تجاوز بود».(کتاب روزشمار جنگ-جلد ۵۰)
 
من از ایران سرافراز آمده‌ام
این آخرین سفر یک رییس‌جمهوری ایران تا ۱۱ سال بعد بود؛ هاشمی رفسنجانی هیچوقت علاقه، امکان یا فرصتی برای حضور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در دوران ریاست جمهوری‌اش نداشت. با روی کار آمدن دولت سید محمد خاتمی و اختلافات عمیق بین ایران و غرب، خاتمی شهریور ماه ۷۷ تصمیم گرفت به نیویورک برود تا صدای ایران در سازمان ملل باشد. حضور خاتمی، این اجلاس را تحت تاثیر قرار داد و همگان به دیدار احتمالی خاتمی و بیل کلینتون فکر می‌کردند؛‌حتی برای اولین و آخرین بار یک رییس‌جمهور آمریکا هنگام سخنرانی همتای ایرانی‌اش در قامت رییس هیات آمریکایی در صحن سازمان ملل جلوس کرد و به سخنرانی سید محمد خاتمی گوش داد. سخنرانی خاتمی حدود یک و ماه و نیم پس از شهادت دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف به دست طالبان بود؛‌او در این سخنرانی به این واقعه اشاره کرد. 
خاتمی در آن سخنرانی تاریخی از گفت‌وگویتمدن‌ها گفت؛ نظریه‌ای در تقابل با برخورد تمدن‌ها. نهایتا مجمع عمومی با پیشنهاد خاتمی مبنی بر نامگذاری سال ۲۰۰۱ به نام سال گفت‌وگویتمدن‌ها موافقت کرد و این امر تاثیر به سزایی در زدودن اتهامات از چهره بین‌المللی ایران داشت؛ این همان هدف خاتمی از سفر بود چرا که پیش از سفر اعلام کرده بود که می‌خواهدپیام‌رسان صلح برای ملت‌ها باشد. شاید تاریخی‌ترین جمله خاتمی در آن سخنرانی جمله‌ای باشد که او به ایران اشاره می‌کند: «من از ایران سرافراز آمده‌ام». او دو سال بعد هم به سازمان ملل رفت ولی این بار حواشی کمتری نسبت به دفعه اول داشت.
 
فرصت‌هایی که تبدیل به تهدید شد
پس از سال ۷۹ دیگر خاتمی رغبتی برای حضور در مجمع عمومی نداشت تا اینکه سال ۸۴ محمود احمدی‌نژاد بر سر کار آمد. او از تمام فرصت‌های حضور در سازمان ملل استفاده کرد و ۸ بار برای شرکت در مجمع عمومی و یک بار هم برای نشست بازنگری در NPT عازم نیویورک شد. سخنرانی‌هایاحمدی‌نژاد بر خلاف سخنرانی‌های خاتمی، بیشتر حمله به آمریکا از مقر سازمان ملل بود. او واقعه هولوکاست را به چالش کشید و همین امر باعث یک اجماع جهانی بی سابقه علیه ایران شد. او اما به هولوکاست بسنده نکرد و در یکی از سخنرانی‌هایش در مجمع عمومی حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر را هم به آمریکا نسبت داد؛‌اظهاراتی که باعث انتقاد بسیاری از احمد‌ی‌نژاد شد تا جایی که القاعده هم نسبت به آن واکنش نشان داد و گفت که حملات کار ما بوده! سفرهای احمدی‌نژاد فقط در فضای بین‌المللی بازتاب نداشت؛ او پس از بازگشت از سفر اول در جلسه‌ای با آیت‌الله جوادی آملی ادعاهایی درباره هاله نور و مژه‌نزدن حاضرین در سالن موقع سخنرانی‌اش را مطرح کرد که انتقادات و واکنش‌های زیادی را در پی داشت. یک بار هم همراهان پرتعداداحمدی‌نژاد و به روایتی کاروان ۱۴۰ نفره ایران در آخرین سفر احمدی‌نژاد به نیویورک حاشیه‌ساز شد؛ مساله‌ای که کار را به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس کشاند و البته سرنوشت پرونده هم معلوم نشد.
 
سفر هرساله با رویکرد متفاوت از قبل
پس از احمدی‌نژاد، روحانی هم راه او را طی کرد و هر ساله البته تا سال ۹۸ به نیویورک رفته است. اما اولین سفر روحانی تاریخی‌ترین اتفاقات دیپلماسی جمهوری اسلامی رقم خورد؛ نخست مذاکرات وزرای خارجه ایران و آمریکا پس از۳۵ سال بود که بین ظریف و جان کری اتفاق افتاد؛ البته پیرامون مسئله هسته‌ای و به نوعی مذاکرات ایران و آمریکا دیگر علنی شد. اتفاق دیگر مکالمه تلفنی روحانی و اوباما بود که در راه فرودگاه صورت گرفت. رییس‌جمهوری ایران که برای بازگشت به ایران در مسیر فرودگاه بود با تماس تلفنی همتای آمریکایی خود مواجه شد که این تماس مکالمه ۲۰ دقیقه‌ای را در پی داشت. هرچند در ایران بسیاری به این اقدامات انتقاد کردند ولی چندی پیش روحانی گفت که اگر آن مکالمه نبود مذاکرات و حصول برجام خیلی سخت‌ترمی‌شد. روحانی در سال اول جهان عاری از خشونت را پیشنهاد کرد و گفت‌وگوهایی پیرامون آن شکل بگیرد. حضور روحانی البته مانند حضور احمدی‌نژاد نبود؛ دیدارها با سران کشورها و همچنین سخنانش چه در مجمع عمومی و چه در مصاحبه‌ها از جنسی متفاوت با سخنان سلف خود بود. روحانی امسال هم در هیاهویی که برای دیدار یا مذاکره احتمالی با رییس‌جمهوری آمریکا به پا شده بود عازم نیویورک شد. هرچند وقتی او در نیویورک بود برخی امثال کریمی قدوسی رییس‌جمهوری و وزیر خارجه را تهدید به پرداخت بهای سنگین بابت ملاقات با آمریکایی‌ها کردند اما روحانی خود در سخنان خود در مجمع عمومی مواضع قبلی‌اش را تکرار کرد و گفت که جواب ایران به مذاکره تحت تحریم نه است. او همچنین طرح ائتلافامید برای صلح در خلیج فارس و منطقه هرمز را ارائهکرد که باید منتظر واکنش‌ها نسبت به آن به خصوص از سوی همسایگان ماند.
با توجه به سخنان و مواضع مقامات جمهوری اسلامی در نیویورک در این ۴۰ سال به نظر می‌رسد حضور یافتن در نیویورک و سخنرانی در مجمع عمومی، بهتر از خالی کردن میدان باشد البته اگر فرصت‌ها به تهدید و اجماع علیه ایران تبدیل نشوند.
 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد