Get Adobe Flash player

یادداشت ها

جامه سیاه بر تن اعداد!

امید مافی: بانوی جوان که با هزار امید هندسه ...

موج سواری صدا و سیما، فارس، کیهان و ...

یکی دو ساعت اول بعد انتشار عکس نمایندگان مجلس با ...

دل نوشته

باعرض سلام ،ادب و احترام به شما  جوانان ، ...

تقدیر و تشکرهیت کشتی از هیت امنای شهرک ...

به گزارش روابط عمومی هیت کشتی، در این پیام آمده ...

می توان حرف های تازه هم زد

  آغار هر کاری مشکل است و دشواری های خاص خود ...

اوقات شرعی

پیوندها

 

 

 

 

 

اشتراک مطالب از طریق فید

آمار سایت

امروز
دیروز
این هفته
هفته گذشته
این ماه
ماه گذشته
کل روزها
138
1172
2461
9133
29357
42699
2010340

پیش بینی امروز
672


IP شما:3.227.249.234

امید مافی:

بانوی جوان که با هزار امید هندسه هذلولی را به تسخیر خود درآورده بود و به جستجوی نیمه گمشده اعداد تا پشت دیوار زمان رفت ،ناگهان رویاهایش را به تلاطم دنیای بی رحم سپرد و بی آنکه دستی بتکاند،به سوی فرشته ها پر کشید.


نابغه بی بدیل که مدال بی همتای فیلدز را در ویترین افتخارات میهنش نهاد و طلای دو المپیاد را بر گردن آویخت، همچون شبحی ناتمام بر شانه باد،نشانی خانه اش در خیابان چهل و هشتم کالیفرنیا را گم کرد و رنجور و دل ریش به ته خط رسید تا در آستانه چهل سالگی طاقباز بر بستر سرد بیفتد و بوی تند کافور را استشمام کند.چه کسی بود که می گفت: مرگ ریحان می چیند لامصب!
ملاقات با فرشته مرگ روی تخت بیمارستان و کمی آن سوتر از تگرگ لعنتی ینگه دنیا، تلخ بود. تلخ تر از سرفه ناودان ها و عطسه گنجشک ها در صبح نفرین شده غربت و جان سپردن در شنبه های دیر به دیر،اما وقتی سرطان بر تختش یله داد و روی سنگدلانه خود را نمایان کرد،خود پیش از آخرین نفس، تابوت آرزوهایش را بر شانه تکیده اش گذاشت و بی هیچ بدرودی با مام میهن، شمد سیاه شوربختی را بر پیراهن سپیدش انداخت.مریم خوشبوی این مرز پرگهر، جوری به پایان رسید که نسیم برخاسته از باغچه کوچک بیمارستان، حتی فرفره آمالش را نچرخاند.نعشی تکیده به دنبال نعش کش تا ته کابوس ها و بدرودی تلخ تر از زهر هلاهل میان ملحفه های سفید،از پهلویی به پهلویی...الفاتحه!
ستاره فروزان دانشگاه استنفورد بر تن اعداد جامه سیاه پوشاند و بر دستان زمخت تقدیر بوسه زد و پرید ،آنگونه که کبوتران به صف در زیر لبه شیروانی، در سوگش گریستند.ای لعنت به این روزگار که در پس اندوهی ستبر،ذهن فرزند نجیب ایران را از تمام معادلات سه مجهولی پاک کرد تا او فاصله زمین تا آبی آسمان را در طرفه العینی طی کند و در تن پوشی سفید به مانداب خاموشی سلام دهد و گیتی را از حظ زیبایی اش بر حذر دارد.
خداحافظ عطرآگین ترین مریم جهان.ببخش لطفا این خاک را که پیرایه صدف را از
چهره ات پاک کرد و خزف در پهنای صورتت نشاند .ما را نیز ببخش که غرق در تیترهای دواگلی رنگ فراموش کردیم در آن سوی دنیا قلب یک شیرآهن کوه زن، برای سرزمین گربه ای شکل می تپد.این دنیای غدار را هم ببخش بی زحمت.اینجا جای امنی برایت نبود. تو مناعت آسمان را می خواستی و لبخند خدا در ته مردمک های خورشید.بخسب دختر خوب میهن.دریا نیز می میرد...

 

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد